X
تبلیغات
ای چشمه باران دو چشمان ترت

ای چشمه باران دو چشمان ترت
زبان شعر

...

زندان سراست خانه دنیای بی پدر

باید روم که منزل خود جا به جا کنم

...

[ دوشنبه 13 شهریور1391 ] [ 11:50 ] [ م.باران ]

دل گير تر از پيشم و از تو خبري نيست

در كوچه تنهايي من رهگذري نيست

 

ديشب به من الهام شده طالع نحسم

ديگر به شب غمزدة من سحري نيست

 

شايد مثل من مثل عاشق ماه است

خورشيد طلوع كرده و اما قمري نيست

 

در باز كني يا نكني قصه تمام است

اي تاجر هندي به تنم بال و پري نيست

 

پس مادر پيرم به گلايه سخني گفت:

صد بار بميري و بيايي پدري نيست

م.باران- ۱۱ تیر ۱۳۹۰

[ یکشنبه 12 تیر1390 ] [ 10:46 ] [ م.باران ]

زندگي زمزمه اي جز غم و دلتنگي نيست

هر كجا مي‌نگرم عاشق يكرنگي نيست

مطربا ساز رهایی بزن از این همه غم

آه در خانه تو تار و دف و چنگی نیست

تو برو راه خودت را و منم راه خودم

خسته از حمله افکار مرا جنگی نیست

ماه افسرده چرا ناز زیادی کردی؟

گوش بردار دگر نعره پلنگی نیست

گرچه بدنام جهان گشتم ازاین عشق سیاه

بی خیال همه کس، بعد سیاه رنگی نیست

وقت مردن تو بيا، راز نهاني دارم 

آنكه مي‌گفت برو آدم دل سنگي نيست

[ سه شنبه 27 اردیبهشت1390 ] [ 11:15 ] [ م.باران ]

هر كس كه بيايد به در ميكده ما

تا مست شود مي شكند بتكده ما

تا بوده چنين بوده و تا هست چنين هست

البته به جايي نرسد عربده ما

[ سه شنبه 15 دی1388 ] [ 10:16 ] [ م.باران ]

روحم هر شب پر كشد سوي بقيع

خانه من مشهد كوي بقيع

بر سگ تو چيز ديگر خوش نبود

بر مشامم ميرسد بوي بقيع

فكر و ذهنم هست ديدار حرم

ميزند دل در تكاپوي بقيع

شمع سوزان آب گشته اي رضا

شكر لله رفت در جوي بقيع

[ شنبه 18 آبان1387 ] [ 12:47 ] [ م.باران ]
درباره وبلاگ

خاکستری شدست دنیا برای من
باران نمیزند بر دشت و بر دمن
قانون خلقت است مولا بود عزیز
بنده به حال خود بیچاره و محن
بنگر عزیز مصر مشغول سلطنت
یعقوب دلخوش است با بوی پیرهن
ای شمع با چه شوق سوزی و بنگری
یادت نمیکند پروانه، یاسمن

اشعار با نام «م.باران» کپی شود.